من مجبور شدم تاحدی قوی بشم که وقتی آدمایی که دوسشون دارم و قبولشون دارم مانع کارهام نمیشن برام بسه. مجبور شدم تا حدی قوی باشم که برiآدمایی که مانع پیشرفت و توسعه ام نمیشن تا آخر عمرم احترام بذارم و هیچ وقتم از اونا توقع نداشته باشم که برای رسیدن به اهدافم تشویقم کنن.
این قدر آدم دیدم که بهم گفتن: نکن، نرو، خب که چی، گیرم که بشه بعدش چی، این کارا برا دختر چه معنی داره، میخوای چیکار و هزار تا جمله مشابه دیگه که من میپرستم همه آدمایی رو که بهم میگن: هر جور خودت میدونی، هر جور راحتی، لابد این بهترین تصمیمه، نظری ندارم!
بیچاره من...... بیچاره ما
شنبه 15 خرداد1389

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر