یه صبح می تونه خودشو با تابش نور خورشید، با باریدن بارون روی صورتت، یا بارش برف متفاوت کنه
یه صبح که تو قراره سر کارت باشی، می تونی با گرفتن مرخصی و موندن توی خونه یه صبح متفاوت بشه
یه صبح می تونه حتی با خوردن یه نیمرو به جای صبحانه همیشگی متفاوت بشه
یه صبح می تونه با انتخاب یه مسیر متفاوت از همیشه، با صبح های دیگه فرق کنه
و یه صبح...
یه صبح می تونی با حس همیشگیت از خواب بلند بشی، و چون حوصله نداری یه روز تکراری و پر از دلتنگی رو شروع کنی، نیم ساعتی تو تخت قلت بزنی، از روی عادت همیشگیت کامپیوترتو روشن کنی و بری سراغ ایمیلت، مثل همیشه در حالی که داری چاییتو از سر عادت هورت میکشی از ایمیلهای کاریت بگذری، به سابجکت ایمیلهای فورواردیت نگاهی بندازی و رد بشی. اونقدر که وقتی میخونی: صبحت به خیر عشق من!!! بازم ازش بگذری و چند ثانیه بعد با هیجان اون ایمیلو باز بکنی:
یه آهنگه: که هر بار گوش می دی، احساس می کنی صبحت که هیچ، همه روزت و همه زندگیت داره متفاوت میشه و دستاویزی پیدا میکنی برای بودن و برای موندن
کی به اندازه من دوسِت داره
بی تو یک لحظه ای آروم نداره
بی تو که خواب توی چشماش نمی یاد
اسمی جز اسم تو یادش نمی یاد...
پنج شنبه 10 بهمن 1378
یه صبح که تو قراره سر کارت باشی، می تونی با گرفتن مرخصی و موندن توی خونه یه صبح متفاوت بشه
یه صبح می تونه حتی با خوردن یه نیمرو به جای صبحانه همیشگی متفاوت بشه
یه صبح می تونه با انتخاب یه مسیر متفاوت از همیشه، با صبح های دیگه فرق کنه
و یه صبح...
یه صبح می تونی با حس همیشگیت از خواب بلند بشی، و چون حوصله نداری یه روز تکراری و پر از دلتنگی رو شروع کنی، نیم ساعتی تو تخت قلت بزنی، از روی عادت همیشگیت کامپیوترتو روشن کنی و بری سراغ ایمیلت، مثل همیشه در حالی که داری چاییتو از سر عادت هورت میکشی از ایمیلهای کاریت بگذری، به سابجکت ایمیلهای فورواردیت نگاهی بندازی و رد بشی. اونقدر که وقتی میخونی: صبحت به خیر عشق من!!! بازم ازش بگذری و چند ثانیه بعد با هیجان اون ایمیلو باز بکنی:
یه آهنگه: که هر بار گوش می دی، احساس می کنی صبحت که هیچ، همه روزت و همه زندگیت داره متفاوت میشه و دستاویزی پیدا میکنی برای بودن و برای موندن
کی به اندازه من دوسِت داره
بی تو یک لحظه ای آروم نداره
بی تو که خواب توی چشماش نمی یاد
اسمی جز اسم تو یادش نمی یاد...
پنج شنبه 10 بهمن 1378
