دايه مهربان‌تر از مادر!!!

گاهي وقتا ما آدما (كه هر چي ادعاي فرهيختگي‌مون بيشتر باشه، بيشتر دچار اين اشتباه مي‌شيم) تعريف وا‍ژه‌ها رو خواسته يا ناخواسته چپ‌اندرقيچي مي‌كنيم. بارها اتفاق افتاده كه انتظار داشتيم آدما، ما ور درك كنن. اما تعريفمون از درك چيز چرندي بوده. درك كردن آدما واقعا يعني چي؟ يعني اگه طرف در شرايط خاصي خواست هر چي دلش بگه، بگه؟!! و شما چون بايد خودشو، شرايطشو و اصلا كلا درك كنين، چيزي نگين؟! ‌و چون مي‌خواين يه دوست خوب و درك كن باشين به هيچ وجه احساس ناراحتي هم نكنين؟!!
با وا‍ژه‌ها كاري ندارم. حرف من اينه:
در شرايط عادي، آروم و هميشگي اگه به هم احترام بذاريم، هنر بزرگي نيست. مهم اينه كه اگه شرايطمون غيرعادي، ناآروم و غير منتظره بود، چه جوري رفتار مي‌كنيم.
من دوستامو توي اين شرايط مي‌شناسم و حتي خودمو.
پانوشت در پانوشت- اين عنوان يه حس غم‌انگيزو به يادم مي‌اندازه كه نمي‌خوام فراموش كنم براي اين‌كه نبايد تكرار بشه : (

چهارشنبه 29 خرداد 1378

هیچ نظری موجود نیست: