امروز ميتونم يه كم بنويسم. اما خوندن نه... سريع چشمام خسته ميشه. عصر يهو احساس كردم ديدم داره بهتر ميشه. تفاوت لحظهايشو احساس ميكنم.
همه چي شفا و تميزه. درست مثل عيد... وقتي تمام ديوارها و فرش و مبل شسته است و همه چي داره برق ميزنه... واقعا اونايي كه بيعينك هستن، همه چي رو اين قدر شفاف و تميز ميبينن؟! عينك دودي رو ميپيچونم هي! دنياي شفاف رو دوست دارم
پنجشنبه 30 خرداد 1378
همه چي شفا و تميزه. درست مثل عيد... وقتي تمام ديوارها و فرش و مبل شسته است و همه چي داره برق ميزنه... واقعا اونايي كه بيعينك هستن، همه چي رو اين قدر شفاف و تميز ميبينن؟! عينك دودي رو ميپيچونم هي! دنياي شفاف رو دوست دارم
پنجشنبه 30 خرداد 1378

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر